شخصیت اصلی به بازگویی سرگذشت خود می پردازد. سرگذشتی که از دوره غارنشینی تاکنون، نمی توان آن را دوباره از سر گذشت و سرنوشتی که دیگر نمی شود آن را از سر نوشت. آنتونی مینگلا نویسنده و کارگردان بیمار انگلیسی از قضا و قدر می گوید که از دیرباز با انسان بوده است، تیتراژ فیلم نیز با نقاشی های دیوار غار آغاز می شود.
فیلم با پرواز آلماسی با بازی رالف فاینس و کاترین کلیفتون با بازی کریستین اسکات توماس بر فراز صحرای بی انتها آغاز می شود که نشان از سرگشتگی آدمیان دارد. ناگهان طوفان شن آغاز می شود و هواپیما بر زمین می افتد. آلماسی روزهای آخر زندگی خود را با بدنی سوخته در یک کلیسا می گذراند.
درون مایه فیلم عشق است اما نه یک عشق پاک بلکه هوس آلود و افسارگسیخته. عشقی غریزی و خلاف عرف که سقوط، سوختن و مرگ تدریجی را در پی دارد. کاترین معشوقه بیمار انگلیسی، نامزد جوزف است. بیمار انگلیسی و آن جوان پس از مدتها به هم می رسند.
در خلال روایت فیلم، حواشی تامل برانگیزی وجود دارد که کمرنگ است و به نظر نمی آید ولی اندک اندک تاثیر خود را می گذارد.
هواپیما در بیابانی فرو می افتد که در نزدیکی آن، قبایل مسلمان زندگی می کنند.
فیلم میان یک پرستار مسلمان با غیر مسلمان سنجشی برقرار می کند. حنا پرستار غیر مسلمان، فداکار، از خود گذشته، نوع دوست و عاشق کارش است. او حتی مادرانه برای بیمار خود قصه می گوید.
اما پرستار مسلمان: سربازی با یک زن شوهردار رابطه دارد. فرمانده بر او می تازد و دختر پرستار محجبه را صدا می زند و از او می پرسد که مجازات زنا با زن همسردار در اسلام چیست؟ سرانجام این پرستار مسلمان، مجری حکم قرار می گیرد و بی رحمانه انگشت مجرم را قطع می کند.
نگران نباشید این تنها نقد اسلام نیست، دین مسیح نیز مورد نقد قرار می گیرد:
حنا از مصیبت هایی که بر او رفته به ستوه آمده است زیر لب می گوید: من نفرین شده هستم. او تصویر سیاهی از صومعه را در بالای تپه می بیند و تصمیم می گیرد به صومعه برود. او با تردید گام بر می دارد و سرانجام وارد صومعه می شود. صومعه با حصارهایش همچون زندان است. حنا از صلیب به عنوان مترسک استفاده می کند! پس بیمار انگلیسی افزون بر درگیری آدمیان با یکدیگر، از درگیر شدن انسان ها با خدا نیز سخن می گوید.
کاترین در بازار مسلمانان از کنار زنانی می گذرد که تنها چشمان آن ها پیداست.
فیلم با یک موسیقی زیبا انجام می شود و هرجا که کلام پایان می گیرد، موسیقی گوشنواز آغاز می شود. موسیقی همراه با داستان پیش می رود، و گاه ترسناک می شود؛ چراکه شخصیت ها غریب و بی کس در میان قبایل بدوی و بیابان نشین هستند.
بیمار انگلیسی برنده چندین جایزه اسکار شد و این برای بیننده آن به زبان فارسی آن هم با سانسور، شگفتی آور است.
پاینده ایران

کد خبر: 52800
فرستنده: rahtaz Admin
گروه: علم و هنر, سینما